ایرانمـ)

۶ بازديد
ایرانم قوی باش همه ی ما در انتظار پیروزی و موفقیت تو هستیم 
ای کشور کوروش زنده بمان تا انسان ها فکر به ضعیف بودن ما به سرشان نزند

آدمی‌ست دگر

۲ بازديد
آدمی‌ست دگر گاهی خوشحال گاهی غمگین گاهی دردناک گاهی دلسوز و همیشه قضاوت گر.

کاش میشد

۲ بازديد
چه میشد انسان ها بیشتر هم را درک می‌کردند.....
کاش قضاوتی در کار نبود  کاش عشق ها و عاشق های دروغین وجود نداشتن.

راستی انسان چیست؟

۲ بازديد
  • انسان چیزی جز گِل نیست.
    ای انسان هایی که حس برتری دارید از خدا بترسید زیرا هیچکدامتان به قدرت خالقی که شمارو دوباره ساخت نمیرسد
    بترسید از روزی که می‌میرید 
    بترسید از روزی که باید جواب پس بدین جلوی خالق 
    بـــترســید...
    زیرا تنها خداوند مارا میفهمد.

رفت...

۱ بازديد
رفت..
«چه کسی؟»«تنها کسی که بهش اعتماد داشتم»

کسی هست؟

۲ بازديد
چه میشد کسانی در جهان بودند که فکرشان به آن بود که :« اگر فردا ما بمیریم چه کسی به فکر ما می افتاد
یا چه کسی مارا می‌بخشد یا چه کسی هنوز از ما ناراحت هست؟»
و کوشش می‌کردند تا انسان ها که هیچ ،خدا از آنها راضی باشد. آیا کسی هست؟

انسان ها عجیب هستن

۱ بازديد
شروع میکنم به گریه کردن.
تو می‌پرسی:«چرا گریه میکنی؟» میگویم:«زیرا رنج هایی کشیدم که دیگران آن را بهانه دانستندُ‌مسخره کردن و آن ها را مظلوم نمایی نامیدند ولی تعریف مظلوم نمایی را اشتباه شنیده بودند اگر هم درستش را می‌دانستند نمی‌گفتند زیرا این انسان ها که می‌بینید به قدری دنبال خورد کردن هم هستن که خودشان هم یادشان رفته و فقط دنبال دعوا و بحث هستند 

چقدر عجیب

۴ بازديد
خاطره ها عجیبن!
بعضی اوقات باعث سرخ شدن گونه ها،و بعضی اوقات چشمها..

سکوت پرستیدنی

۳ بازديد
ساعت ۲صبحه در سکوت کامل شروع میکنم به نوشتن هیچکسی باهام کاری ندارد صدام نمیکنه زمانه خوبیه برای خالی کردن مغذم و نوشتن اون چیزایی که شاید هیچوقت نتونستم بگم 
خودکارم شروع می‌کنه به نوشتن ولی من تکونش نمیدم مغزمه که داره میگه چی بنویسم در حالی که فکر نمیکنم به پنجره خیره میشم شروع میکنم به حرف زدن با آسمون سعی میکنم مغزم رو خالی کنم روی برگه ولی نه میدونم چی می‌نویسم نه می‌دونم چجوری دارم مینویسم با اینکه فکر نمیکنم به هیچی 
دفترم رو می‌بندم یه دفتر. جدید بر میدارم 
شروع میکنم به نوشتن ولی نه آزادانه 
شعر مینویسم نه از اون شعر هایی که از جایی کپی شده باشه و من تغیرش بدم نه از اون شعر هایی که از ذهن من میاد...>>>

مهربونی:پشیمونی

۲ بازديد
جدیدا به هرکی مهربونی میکنم بعدش پشیمون میشم 
دارم به این پی میبرم که آدما به مهربونی نیاز ندارن 
ولی اینم تقصیر من نیست کلا مهربونم 
من عادت کردم به اینکه مهربون باشم ولی انگار دنیا خیلی کثیف شده 
هر بار که مهربون بودم با بقیه 
یا زدن تو ذوقم یا بهم آسیب زدن یا سواستفاده کردن یا براشون مهم نبوده یا مسخره کردن یا...
دیگه آدمای مهربون کم پیدا میشه 
قدر خودتونو بدونید‌‌...>>