یکشنبه ۰۲ فروردین ۰۵ ۱۹:۴۷ ۳ بازديد
ساعت ۲صبحه در سکوت کامل شروع میکنم به نوشتن هیچکسی باهام کاری ندارد صدام نمیکنه زمانه خوبیه برای خالی کردن مغذم و نوشتن اون چیزایی که شاید هیچوقت نتونستم بگم
خودکارم شروع میکنه به نوشتن ولی من تکونش نمیدم مغزمه که داره میگه چی بنویسم در حالی که فکر نمیکنم به پنجره خیره میشم شروع میکنم به حرف زدن با آسمون سعی میکنم مغزم رو خالی کنم روی برگه ولی نه میدونم چی مینویسم نه میدونم چجوری دارم مینویسم با اینکه فکر نمیکنم به هیچی
دفترم رو میبندم یه دفتر. جدید بر میدارم
شروع میکنم به نوشتن ولی نه آزادانه
شعر مینویسم نه از اون شعر هایی که از جایی کپی شده باشه و من تغیرش بدم نه از اون شعر هایی که از ذهن من میاد...>>>
- ۲ ۰
- ۰ نظر